سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

فصل سکوت

شاد بودن در فرهنگ اسلام

انسان از اندوه، غم و تاریکی می گریزد و به شادی و نور پناه می برد. شاد زیستن آرزوی دیرینه آدمی است. دنیای بدون غم، خشم و جنگ سرشار از مهربانی و شادی، آرزویی است که ریشه در خلقت و نهاد آدمی دارد. آرزویی که مقدمه غلبه بر تمام ناکامی هاست. شادی، این معجزه درونی، گره گشای بسیاری از رنج هاست.به اعتقاد اکثر مردم دنیا، شادی «مهم‌ترین چیز در زندگی» است، اما علم ما چیز زیادی درباره آن نمی‌داند. ما هنوز، حتی بر سر تعریفی از شادی، توافق نداریم

در فرهنگ ما، اغلب شادی را در برطرف‌کردن استرس، غم و آزردگی‌ها دانسته‌اند. شکی نیست که این امر در یک دوره زمانی هرچند طولانی، غیرممکن است.تعداد افرادی که می‌گویند شادند، از تعداد افرادی که می‌گویند غمگینند بسیار بیشتر است، شاید بخاطر اینکه شادبودن از نظر اجتماعی مقبول‌تر است و نیز احتمال بسیار دارد که خوشایندتر از حوادث ناخوشایندی باشد که معمولاً روی می‌دهد. اغلب، ما به‌طور آگاهانه می‌کوشیم تا حوادث مثبت را پیدا کرده. بعلاوه به نظر می‌رسد که یک گرایش ذاتی (به استثنای افراد افسرده) در نظام ذهنی‌مان برای سریع‌تر فراموش کردن رویدادهای ناراحت‌کننده به نسبت حوادث شاد وجود دارد.در میراث کهن ما ایرانیان، «شادی» پدیده ای الهی محسوب می شود.فرهنگ اسلامی یک فرهنگ غنی وبسیار کهن است وفرهنگی کامل که در تمام ابعاد آن سخن به میان آمده است ودین اسلام کاملترین دین است که به تمام امور در زندگی توجه کرده است واینکه اگر بگوییم دین اسلام و فرهنگ اسلامی مساوی است با نشاط ، امید،شادی سخنی به گزاف نگفته ایم .

 تمام سخنان و سفارشاتی که در قرآن و دین اسلام برای انسانها گفته شده است منطبق بر خواسته های فطری آنها وبرای درست زندگی کردن و سعادتمند شدن هم دراین دنیا و هم درجهان آخرت است دین منظمی که برای تمام امور زندگی برنامه و راه کار به ما نشان داده است. شادی کردن ودوری ازغم منفی واحساس خوشبختی کردن از اصلی ترین برنامه های این فرهنگ غنی و دین کامل است. دقت در سخنان ائمه و پیامبر(ص)اهمیت فوق العاده شادی و تبسم و خوشرویی را نشان می دهد و در جمله ای پیامبر(ص)فرمودند:«اگردو روز شما با هم مساوی باشد ضرر کرده اید.»

امام علی (ع)می فرمایند:«همانا انسان گاهی خوشنود می شود به چیزی که هرگز از دستش نمی رود و ناراحت می شود برای از دست دادن چیزی که هرگز به آن نخواهد رسید ، ابن عباس خوشحالی تو از چه چیز می باشد که در آخرت برای تو مفید باشد و اندوه تو برای ازدست دادن چیزی از آخرت باشد، آنچه از دنیا به دست می آوری تو را خشنود نسازد، آنچه در دنیا از دست می دهی زاری کنان تأسف مخور، و همت خویش را به دنیای پس از مرگ واگذار.»

و همچنین در جایی می فرمایند:«با به دست آوردن مالی از دنیا شادمان می گردید ومتاع بسیار آخرت را از دست می دهید واندوهناک نمی شوید.»

که اشاره به شادی منفی و آن خشنودی به اموال دنیا است  که گذراست و ارزشی ندارد و عدم توجه به آخرت و آنچه گریبان انسان را خواهد گرفت و گناهان که باید انسان اندوهناک شود و غم خورد ولی نمی خورد.

پس لازمه شادی و شاد بودن چیزی نیست جز مثبت اندیشی و جستجوی خوبی ها و زیبایی ها. انسان با نگرش منفی به دنیا چیزی جز روحیه ای افسرده، چهره ای غمگین و حالتی خشمگینانه ندارد و این نگرش منفی، تخریب گر جامعه است. نباید فراموش کرد که رخدادهای اجتماعی، راه حل های اجتماعی دارد و راهکارهای جمعی در برخورد با چنین مشکلاتی می تواند بسیار کارساز باشد.


غلبه بر احساس تنهایی

                                                                                                   

میلیون ها انسان از بیم تنهایی عذاب می کشند. غلبه بر احساس تنهایی کاری دشوار است. انسان تنها، تن به معاشرت کسانی می دهد که آنها را دوست ندارد و به انجام فعالیت هایی می پردازد که چندان شوقی بدان ندارد. تنهایی به معنای فیزیکی چندان مفهومی ندارد، چون غالباً در اطرافِ همه ، کسانی هستند. این « احساس تنهایی» است که مسئله ساز است. غم و غصه نیز موجب تنهایی است. برای تسلط بر احساس تنهایی از تحمیل محدودیت های غیرمنطقی برخود بپرهیزید. به عقاید دیگران احترام بگذارید ، با تمام قوا به جنگ احساس ناتوانی بروید. جای دلتنگی برای گذشته را با احساس جدید  توجه به روزهای خوشِ آینده عوض کنید. با قبول خود، دیگران را نیز می پذیرید و براحساس تنهایی فائق می آیید. هر روز موفقیت های گذشته را در آینده ذهن خود مجسم سازید تا هر روز با اعتماد به نفس بیشتر و با تصور ذهنی قوی تری به استقبال زندگی بروید.


رابطه اعتماد و احساس امنیت

    نظر

پیدا کردن فردی امین و مورد اطمینان چه در روابط نزدیک و چه در روابط  دور یا رسمی ، کار ساده ای به نظر نمی رسد. انسانها دوست دارند دوستان قابل اعتمادی داشته باشند. دوستانی که بتوانند در روزهای سخت زندگی به آنها تکیه کنند. اعتماد و اطمینان دو واژه ای است که به ظاهر ، ساده می آید اما در اصل جای تعمق بسیار دارد. وقتی به فردی اعتماد می کنید و حرف دلتان را می زنید و سپس آن را از دهان دیگری می شنوید ؟ چه احساسی به شما دست می دهد؟ مطمئناً احساس خوشایندی نیست. شهروندان ما تا چه میزان به هم اطمینان دارند؟ در یک خانواده ، افراد آن خانواده تا چه حد مورد اعتماد هم هستند؟ اعتماد افراد خانواده به هم ، یکی از ارکان بهداشت روانی است. وقتی نوجوان یا جوان در خانواده خود فرد مطمئنی پیدا نمی کند تا با او روابط نزدیک و صمیمی داشته باشد ناخودآگاه از خانواده دور شده و دست به دامن دوستان و بیگانگان می شود و در این میان اگر به تور افراد ناباب بخورد آسیب های جبران ناپذیری خواهد دید. اما فردی که با افراد خانواده اش روابط دوستانه دارد و حمایت عاطفی می شود از آسیب های اجتماعی در امان می ماند. 

 برگرفته از تبیان